محمد موسوى
95
مجموعه پيك شفا ( درمان استسقاء " سيروز كبدى " ) ( فارسى )
سودا بر صفرا چيره شود رسوبهاى آن بر انسدادهاى مجارى و آوندهاى كبد مىافزايند و در آن محيط بستهء تنگ و پرانسداد سردى حاكم و كبد به تدريج سفت و سخت مىگردد كه با لمس دست از روى پوست احساس مىگردد . اين بدترين حالت روىآور بر كبد به حساب مىآيد . سفت و سخت شدن بخشى از كبد از مجموعهاى بيشمار از سلولهاى سرطانى آكنده است ، آنقدر سرد كه ديگر قادر به توليد حرارت نيست ، بخشهاى ديگر كبد كه هنوز سخت نشدهاند كماكان گرما توليد مىكنند كه گفتم اين گرما در چترى ابر مانند گرفتار مىشوند كه مانع صعود به بالا مىشود اما اين بخشها نيز به تدريج سرد شده و به سختى و سفتى مىرسند و دستوپاى خرچنگ را تحكيم مىكنند . اين فرايند باعث مىشود اندامهاى بدن گرسنه و تشنه بمانند ، كبد سفت و سخت مانع عبور مواد غذايى به سوى آوندهاى خونرسان مىشود . رنگ بيمار پريده و كدر مىشود . اگر راهى هم براى عبور غذا به اندامهاى ديگر بدن باشد خلطهاى هضمشده و آب و غذاى سالمى براى عبور به اندامهاى گرسنه وجود ندارد اگر هم باشد محدود و با هضم ناقص و تا حدود زيادى زهرآگين است ، تشنگى نسوج و بافتهاى بيمار را لاغر و پژمرده مىكند درحالىكه مايعات در شكم جمع شده و پوست شكم بتدريج آنچنان كشيده مىشود كه گويى مشكى پرآب به جاى شكم بيمار قرار گرفته است . مواد نفاخ و گازساز همراه با آب شكم را بزرگ و بزرگتر مىكند . اگر نفخ كمتر و مايع در درون معده و شكم زيادتر باشد شكم به مشك پر مىماند كه با حركت دادن آن صداى حركت آب به گوش مىرسد . مواد مذكور كه آب و باد ناشى از اخلاط خبيث مىباشد به پرده ديافراگم فشار وارد كرده و نفس بيمار را در سينه حبس مىكنند و به تدريج تحت فشارهاى مضاعف به اندامهاى ديگر مانند ران پا و سپس به ساق پا رانده مىشوند ، بيضهها چنانچه بيمار مذكر باشد و نيز آلت تناسلى متورم و بزرگ مىشوند . فشار حاصل قفسهء سينه ، ريه و جمجمه را نيز بىنصيب نمىگذارد و آژير مرگ بتدريج در اثر فشار بر قلب و مغز به